شیک جون ما xXxXx
بعد از یک سال بالاخره عمر وبلاگ ما هم تموم شد...
شیک طنز عزیزمان...
همیشه با خاطرات خوبت در قلب مایی...
دوست داریم...
شاید یه روز دوباره برگشتیم!
خداحافظ...
بعد از یک سال بالاخره عمر وبلاگ ما هم تموم شد...
شیک طنز عزیزمان...
همیشه با خاطرات خوبت در قلب مایی...
دوست داریم...
شاید یه روز دوباره برگشتیم!
خداحافظ...
سال نو مبارک...
غرض از مزاحمت تبریک سال نو بود و
بگیم که هنوز ما هستیم!!!!
و دیگر هیچ...
این کیه؟؟ کیه؟ کیه؟ کیه؟؟؟ کیه؟؟؟
من اینجیم دختریم...
اینجی کیه؟؟؟ کیه؟؟؟ کیه؟؟؟کیه؟؟؟
چرا من دیوانه شدیـمـ؟؟؟؟؟
تو دیوانه بیدی...
دست گلتون درد نکنه!!!!
بههههههههلللللللهه بـهـ لـ هـ...
هه هه...
چرا چرت و پرت مـ ی گویی؟؟؟
دلمان می خواهد...
بی مزه!
این منمـ !
بالاخره مـا برگشتیمـ !
با خودکـاری شکسته ! نمره هایی خجسـتـ ه !
مـا هستـیمـ ! خواهیمـ آمد ! بـا مطالبی شیکــــ طـنــزی !
انفجــار ِ شمـا آرزوی ماست ! ![]()
+ ببخشــید آپـامون بی محتوا شده ! امـا خب اظهـار وجود بود ! میـایمـ !
به همین سادگی به همین خوشمزگی دری![]()
۳ روز تعطیل...
۳روز باروووووووون...
و ایشاالله برف...
خیلی حس خوبی دارم...
بعد از غرن؟قرن؟هااااااااا سلام...
نمی دونین چقددلم واسه شیک طنز تنگولیده بود
این روزا خیلی خستمه.اعصابمم که خورده خورده.الهی شکر امتهانامونم تموم شد.
امیدوارم ....امیدوارم چی؟الذایمر؟الضایمر؟الزایمرم بد چیزیه.
خوش باشید فعلا
سطل آشغال :
وسیله ای اسـ ت موجود در خیـ ـابانها جهت ریختن زبالـ ه در اطراف آنها!
مدرک تحصیلی :
کاغذی مستطیـ ـل شکل، در ابعــاد مختلف که بستـ ه به مقطع ، قیمتش فرق میکند!
حراج :
اصطلاحی است کـ ـه در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده
و با ماژیک قرمز روی آن خـ ـط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج میکنند…!
رئیس :
فــ ردی که وقتی شما دیر به سر کار میروید خیلی زود میآیـ د
و زمانی که شمــا زود به اداره میروید یا دیر میآید و یا مرخصی است…!
بزرگراه :
نوعی پیست رالی به همـ ـراه یادگیری به روز تـ رین فحشهای ۲۰۱۰!
شب امتحان :
شب التماس به درگاه خداوند!
شب توبه!
البته مجمـ ـوعه برگه های کمـ ک آموزشی (تقلب) هم بد نیست
تحقیق :
Copy & Pasteکردن مقالات اینترنتی!
گارانتی :
یک اسم صرفا زیبـ ـا و خوش تلفظ که تنها کابرد آن در هنگامـِ خرید است!
وقتی هم میبری میگن : تعویض که نداریم روی اون جای انگشت دست خورده هست!
بعد از ۳۸۹۲۶۴۹۸۲۶۴۳۲ بار التماس میگن اوکی تعمیرش میکنیم!
این قطعه رو ۸۹۳۶۲۴۹۳۸۲۶۴۹۳۲۸۶۴ روز دیگه میتونیـ ـد تحویل بگیرید!
بیمه عمر :
قراردادی که شما را در تمـ امـِ عمر فقیر نگه داشته
تا شمـ ـا پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود!
قبولی در دانشگاه :
نتیجهای است در کمال عدالت و انصـ ـاف
که هیچ ربطی به رتبه کسب شده توسـ ـط شما و تلاشتان ندارد!
سریال :
فیلمی است چند قسمتی، که روش مصـ ـرف مواد مخدر و آخرین
شیوههای دزدی را به شمــا آموزش میدهد…!
تلفن همراه :
وسیلهای ۴ کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنـ ـگ گوش کردن ، عکـ س و فیلم گرفتن و نهایتا مخ زنی!
گرانی :
واژه ای است زاده توهمـِ غربـیـان که در ایـ ـران تاکنون مشـ ـاهده نشده است !!!
مترو :
سونای بخـ ار عمومی و متحرک با بوی زیبای عرق نعناع،عرق گلاب!
عرق جوراب، عرق گربه مرده، عرق ماهی سفید، عرق بوی دهن وزغ و…!!!
سر بر میگردونی میبینی یکی هم شبیـ ـه گودزیلا تو دهنت وایساده
و بر و بر داره نگات میکنه!!! بوی وزغ همچنان ادامه دارد…
عذرخواهی :
از مد افتاده است و بجای استفـ ـاده از کلمات معذرت میخوام، ببخشید، متاسفم
از کلمه های :حالا بی خیال شو، خیلی خب بابا،
ای بـ ـابــا خب بابا، خودتو لوس نکن! و… استفاده میشود!
خودپرداز :
دستگـ ـاهی است که همیشه خدا باید برای رسیدن به آن در صـ ـف ایستاد
اگـ ر صفی در کار نباشد ۹۷/۴۵ درصد اوقات خراب است!
اونجاهایی هم که ظاهرا سالمه و خلوت میری کارتت رو میذاری
یهـ و میبینی کارتت رو قورت داد!
شناسنامه یا کارت ملی :
دفترچه و کارتی که هرکدام از آنهـ ـا بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتشان لازم هستند!
اگر کارت ملی بدی شناسنـ ـامه میخوان
شناسنامه بدی کارت ملی میـخوان
جدیدا هر دو رو با هم بدی گواهینامـ ـه میخوان
گواهینامه بدی میگن پس کارت ملی کو؟
کارت ملی و گواهینامه باهم بدی میگن شناسنامه کو؟
هر سه تا رو باهم بدی میگن کارت پایان خدمت کو…!!!؟
ایرانسل :
خط تلفنی است جهت ایجاد مزاحمت و سر به سر دوسـ ـت و آشنـــا گذاشتن!
برای کلاه برداران بسیـ ـار کاربرد دارد!
از پذیرفتن خانمهای بد حجاب معذوریم ! :
تابلویی که در همهجا نصـب شده، جهت خنــ ـده و عوض کردن روحیـ ـهی مردم!
و در نهایت علامت تعجب (!) :
علامتی است که اگـ ـر اون رو از من بگیرید
من هیچی نمیتــونم بنویسم!
+ ایـن روز هـ ـا کــوبــِشِ دوســتان بـه دیـوار در مدارس و بیــن رفــقای شیکــ طنــــزی بسیــار کـ ـاربرد دارد! که شـخصـیتِ افــ رادُ کـاملا مشخـص میکنه! یاســی خانمـ بــعد از یـه برخـوردِ فیــزیکیِ بسیــار خشنانه میگـ ـه: آخ ســاعتمـ !!!!!![]()
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان
۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده
۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره
۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي
۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه.
۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت
۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه
ساعت ۸ شب
يك پسر در حمام
ساعت ۴ بعد از ظهر
۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور خودش و ميره به سمت حموم
۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش
۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون
۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
ـ 9حوله فسقليش رو مي پيچه دور خودش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
-ـ 10حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه
ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر
اگه بدونید تو مدرسه چه خبره!!!![]()
معلمهای عزیز دقیقه ای ۳۰ تا سوتی میدن!!!!
یکی از یکی خنده دارتر!!![]()
از همه جالب تر معلم دینی و ریاضیمونه!!!
معلم دینیمون که به ویژگی می گه ویجگی!!!!!
معلم ریاضیمونم واسه حرف (ش) به جای ۳ تا نقطه ۴ تا نقطه می ذاره!!
تازه با کلی ادعای با سواد بودن!!!!
اخه من نمی دونم اینا کدوم دانشگاه درس خوندن!!!
رو بچه هام تاثیر گذاشتن!!! یکی از بچه ها اون روز به جای اینکه بگه زاویه
۱۸۰ درجه گفت زاویه ۱۸۰ درجه سانتیگراد!!!!
این داستان هر روز ادامه دارد لطفا منتظر باشید...
هِـلــو مَلِیکُمـ !
آقا ما دیر رسیــدیمـ به تولــد این دوستمــون
آپ کـردمـ که تولــد این دوست خـ ـوب و اُسوه ی ایثــار و فداکـ ـاری در تقلب رسانـی امتحانـات رو تبریــک بگمـ
ما که کیــکـ نخوردیــمـ !
حداقـل برامــ ـون تعریفـ کن کیکش چه مزه ای میداده؟!!؟! 
درنــ ـا جان بفرمایـن وســط خواهشا!!
+ یاسی جـ ـونمـ تولد قشنگت مبــ ـارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ آرزومنــد آرزوهای خوشگــلت
نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگي مي بخشد ![]()
امروز روز توست... تولدت مبارک ![]()
امروز با اجازتون و اگه خدا قبول کنه تولدمه!!!
کیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی...........
ولی دوستام نیستن!!
الی و درنا رفتن سفر...
ولی مهم نیست!!!!
تولد تولد تولد تولد تتولد...........
هورااااااااااااا( واسه خودم تولد گرفتم!!!)
امشب قراره همه بیان خونمون! اخ جون!
همه کلی کادو بهم دادن...! ششما هم بدین البته با نظراتون!![]()




چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند یك هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. 
اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاریخ امتحان اشتباه كرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. ![]()
بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. ![]()
آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم كه در راه برگشت لاستیك خودرومان پنچر شد و از آنجایی كه زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم كسی را گیر بیاوریم و از او كمك بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».... 
استاد فكری كرد و پذیرفت كه آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. ![]()
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یك ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست كه شروع كنند.... ![]()
آنها به اولین مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.
سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال این بود: «كدام لاستیك پنچر شده بود؟»....!!! ![]()
پ.ن۱: ایــ ــول به این استـ ــاد!! ![]()
پ.ن۲: منبعشـــو یـ ـادمـ نیست! حــلال کنین دیگـ ـه! ![]()
پ.ن۳:چـ ـند روز میریمـ مسافرت! درنـ ـا همـ که نیست! همه ی کــ ـارا میفته رو دست یــاســـیـــــــــ ![]()
پ.ن۴: یاسی: امروز تولدمه دوستان.... تولدم مبارک....![]()
|
جلسه خواستگاري | |
|
سر جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت! مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟ خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟! مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه... خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟! مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار ميچسبه... خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟! مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره... خانواده عروس: پس قمارم بازي ميكنه...؟! مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن... خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟! مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن... خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟! مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد... خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! نتيجه: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين |
تاريخچه تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لشش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانه کودکان بد بخت مکتب بود. ليک حسن از روي تنبلي، چشمان چپش را بر روي ورقه همزاد انداخت تا نکه اي بس ارزشمند از ورقه فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روش هاي فوق العاده ابتدايي صورت گرفت .
بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن خودشو رو تکون داد و به بالاي ورقه همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.
حال روش هايي ابتدایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان مي رسانيم:
روش هاي نوشتاری:نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش
نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي
نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه
نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخ هاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچه ي آئورت
روش هاي با کلاسي:
استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس ،تلفن همراه
روش هاي جوادي:
اغفال نمودن يک فقره بچه خرخون
خم کردن سر به روي ورقه طرف به صورت تابلو
روش بويايي:خودتان ماسک بزنين و يک بوي گند از خودتان در بکنين تا مراقب، جرات نزديک شدن به شما را نکند
روش شيميايي:بدين معني که مراقب را با انواع و اقسام مواد شيميايي از هستي ساقط کنيد و بعد با خيال راحت دست به کار شويد
روش های مردم ازاری
*اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرايشگرتان تعريف كنيد.
*صابون را كف وان حمام جا بگذاريد.
*كادوي عروسي دوستتون بهش تراول نيم ميليوني تقلبي هديه بديد.
*در هنگام خروج از توالت، دمپاييها رو خيس كنيد.
*همه شيرهاي آبي كه در طول روز ميبينيد تا حد امكان سفت كنيد (به كار بردن انبرقفلي
نتايج بهتري به همراه دارد).
*وقتي ميخواهيد به توالت برويد، با صداي بلند اعلام كنيد
*وقتي كسي در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشويي حمله برده و با سرعت
1000 بار در دقيقه دستگيره درب رو تكان دهيد و پشت سر هم بگيد اين چرا باز نمی شه؟
*پنجشنبه شبها موقع خوبي براي تعريف داستانهاي جن و پري است.
*توي حموم عربده بكشيد.
*اگر كسي به حمام رفت. بلافاصله تمام شيرهاي آب گرم و سرد خانه را باز كنيد.
*در صف پمپ بنزين، بوق ممتد بزنيد.
*سر پيچها و جاهايي كه سبقت ممنوع است، با سرعت بيست كيلومتر در ساعت حركت
كنيد.
*عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين.
*مرتب جلوي مهمونا از عموي پيرتون كه موهاش رو رنگ مشكي زده بپرسين كه چه رنگ
مويي استفاده ميكنه.
*هنگام راه رفتن سعي كنيد پشت كفش مردم رو با نوك كفشتون بزنيد. هر چه بيشتر كفش
مردم رو از پا در بياريد، امتياز بيشتري مي گيريد.
*وقتي به يک مغازه
پايين بگيريد تا خاکي شود، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديدید.
*درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئي بکشيد.
*روي ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد: لطفا اينجا چيزي ننويسيد.
*به کسي که دندون مصنوعي داره، بلال تعارف کنيد.
*
کردم، چي بودم و چي شدم
پست درنــ ـا رو خوندمـ دلمـ نیومد اینو نگمـ !!! ![]()
روش نویـ ـن و به روز تری همـ واسه رو اعصاب اعضای کـ ـلاس راه رفتن وجود داره که خود درنـ ـا اختراع کردن!!
این روش چیـ ـزی نیست جز با خط کش به جون کلاسور بیچـ ـاره افتادن! 
هر روز توی کـ ـلاس مــ ا صدای خش خشِ دلپذیــ ـری به گوش می رسید که نوازنـ ـده درنـ ـا جان بودن!!![]()
با ما همراه باشید...زندگی در جریان است.
با ادامه ی مردم آزاری همچنان با شما،همراه شما...منتظر آثار بعدی ما باشید

مرد : عزيزم ، من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم
زن : خير پيش!!!
+آخ کـه واقـ ـعا اگه ایـ ـن مردا برن چقد زنــا خوشبـ ـخت میشــنا
درنـ ـا اگه قـ ـرار به تعریـ ـف خاطرات گذشتس که گذشتــه ی من خیلیـــ پر بار تــره!![]()
دیـــروز یاد شفیــعی افتادمـ ! دلم بـــراش تنگ شده!!![]()
فِیلا!!!
مرسی واقعا!!!
الی جون چرا حسودی می کنی! ؟ مطلب هام با حال تره !
تو هم یاد بگیر!!!!!
نظر یادتون نره!!!(اینم به خاطر درنا
)
ببینــین کـ ـار ایــن آقا یا خانــم محترمـ (!) به کجـ ـا کشیده که اطلاعیه به این گندگـ ـی داده!
جالــب اینجاس که گفته پـ ـولای تـو کیف مال خـ ـودت... آخرشمـ نوشـ ـته مژدگـ ـانی هم میـ ـده!!!
عجــــ ـــ ـب

+بعدا نوشت:دوستـ ـان ظاهرا ياسـ ـي رو گروگـ ـان گرفتــ ـن! خبــــري نيس ازش
بـــــــــــــلـ ه!
آخريـ ـن عضو گروه شيـــكـــــ طنـــــــز تشريـ ـ ف فرمــا شد!
درنـــ ـا جان مقدمـــت گلبـ ـاران ![]()
ميــــــگمـ! يٍ سـ ـوال گنــ ــده!
منــو درنــ ـا كه پست مي ذاريـــمـ كسي نظــر نمي ده! ولي اين ياسي كه پســـ ـت مي ذاره زودي نظـ ـر مياد!![]()
آقا قضيـ ـه رو روشن كنين!!
دختر جوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد
پس از دوماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:
لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که
دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!! و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم.
من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست. -- باعشق : روبرت
دخترجوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد، از همه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از
نامزد،برادر، پسرعمو، پسردایی ... خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکسها را که کلی
بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست
می کند، به این مضمون:
روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت را
از میان عکسهای توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان .....
قربونتون(نون ساکن تلفظ شود)
یاســی من و تـ ـو کی تصمیمــ گرفتیم كه من نفهميـ ـدمـ ؟!؟!؟!
تو باز خودتــ یه تصمیمی گرفتی الکی پای منو هم کشـ ـیدی وســطـ؟ (!)![]()
اون یکی همـ ـکارمونم کمـ کمـ داره قدومـ نحسشو میذاره تو وبلاگـ ـ !![]()
چه وبلاگي شه شيك طنــــز
وقتي نويســندهـ هاش ما باشيم (؟!) ديگــ ـه بهتر از اين نميشه!![]()
البته نمي خوام از خودمـ ــون تعريف كنـ ـما
خودتون تا چند وقت ديـ ـگه متوجه ميشين![]()